یادش بخیر اکثر مادربزرگ ها وپدربزرگ ها از ازدواجشان وخاطرات شیرینش (که البته بااشتراک اینکه همدیگرراندیدیم یا نمیشناختیم یا خیلی کوچک بودیم یاد می کردند ) تعریف می کنند. یادمه یکی از همسایه های قدیمی مامان خدابیامرزم تعریف می کرد که من تاقبل از عروسی هیچ وقت حاج آقا روندیده بودم تازه سنمم کم بود وعروسی راشبیه عروسک بازی میدیدم تازه بعدعروسی هم فهمیدم حاج آقا دوتا بچه که یکیش تقریبا هم سن من است هم داره وباسری تکان دادن می گفت یادش بخیر .....
برچسب:
نویسنده: ساناز قنبریپور
تاريخ: پنجشنبه
1 دی
1401 ساعت: 11:35